شهید
مصطفی، احمدیِ روشن. در رشته ی مهندسیِ پلیمر، درس، می خاند. در دانشگاهِ صنعتی شریف. او دانشجوی دکترا بود. او در سایتِ هسته ایِ نَطَنز هم کار می کرد. همچنین در دانشگاه در حالِ کار بر رویِ (غِشاهای پُلیمِری) بود. خب (
غشا) یعنی چه؟ غشا چیه؟ غشا ماده ای هست که مثل فیلتر و صافی کار می کند و بعضی مواد را از خودش عبور می دهد و بعضی مواد را عبور نمی دهد.
غشاهای پلیمری از موادی به نام پلیمر ساخته می شوند. خب این را داشته باشید.
از طرفی، اورانیوم یکی از موادِ اصلی، در صنعتِ هسته ای است. ما دو نوع اورانیوم داریم : اورانیومِ 235 و اورانیومِ 238 .
ولی یک مشکلی وجود دارد. وقتی پودرِ اورانیوم به دستِ ما می رسد، این دو نوع اورانیوم، در این پودر، مخلوط هستند و نمی توان به آسانی آنها را از هم جدا کرد.
یکی از راه حل ها این است که پودرِ اورانیوم را با یک فرایندِ شیمیایی به گاز، تبدیل کنیم. بعد این گاز را از یک غشای پلیمری عبور دهیم که این دو را از هم جدا کند.
خب. ولی این غشای پلیمری را باید از چه موادی بسازیم؟ چطور باید بسازیم؟ آیا این غشای ساخته شده خوب کار می کند ؟ بله درست حدس زده اید. ساختنِ این غشاها، هم به علم و دانش و هوشِ زیادی احتیاج دارد و هم باید در آزمایشگاه بسیار تلاش کرد تا بهترین نوع غشا را ساخت. که هم به خوبی کار کند و هم بازدهیِ بالایی داشته باشد.
شهید احمدی روشن یکی از دانشمندانی بود که در حالِ تحقیق روی این نوع غشاها بود.
266 + محمد حیدری
برچسبها:
زندگینامه |
داستان
نویسنده زرد نویسنده ای است که به شکل افراطی از کلمات استفاده می کند و به شما اطلاعات می دهد، در حالیکه دید جدید و مفهوم جدیدی به شما منتقل نمی کند، نویسنده ای است که چون دستمزد دریافتی اش از نوشته اش به تعداد کلمات بستگی دارد و هر چه بیشتر بتواند با کلمات بازی کند بیشتر پول می گیرد پس
به شکلی عجیب و غریب می توانند کلمات را سرهم کنند و سیاهه ای طولانی از پاراگراف ها را بتحویل دهند و پولش را بگیرند. بسیاری از محتواسازان نویسنده زرد هستند.
همچنین: زردنویس
برچسبها:
مفهوم |
نویسنده |
نویسنده زرد |
زردنویس
اگر وضعیتِ روحی و جسمی ما در کنار یکدیگر حالتی را به وجود میآورند که منشا رفتار ماست، پس چه عاملی باعث میشود در شرایط روحیِ یکسان، رفتارهای متفاوتی از خود نشان دهیم؟
پاسخ این است: هنگامی که در حالتِ روحیِ خاصی قرار داریم مغز ما از بین رفتارهای گوناگونی که در خود دارد حق انتخاب دارد، این الگوها را ما از جهان پیرامون یادگرفته ایم، بعضی ها هنگام عصبانیت فقط یک الگو جهت عکس العمل دارند، لذا ممکن است با توجه به رفتار والدین شان در گذشته حالت تهاجمی به خود بگیرند و با خشونت رفتار کنند یا ممکن در حال گذشته کاری کردند و به نتیجه رسیدند و در نتیجه آن تجربه در ذهنشان ذخیره می شود تا در آینده به همان شکل عکس العمل نشان دهند.
برچسبها:
رفتار
استقرا گرایی با وجودِ جذابیتاش دچارِ مشکلاتِ بسیاری است. دیدیم که بیکن دو اعتقاد دربارهٔ استقراء داشت. این دو اعتقاد در پیروانِ بعدیِ وی نیز باقیماند. اشکالاتِ عمدهٔ این روششناسی به تبعِ این دو گزاره به دو دسته تقسیم میگردند:
۱- سادهترینِ این مشکلات جور در نیامدنِ این روششناسی با تاریخِ علم است. براستی مثالهایی از تاریخ که استقرا گرایی را تأیید کنند چقدر هستند؟ میدانیم که نیوتن موفق شد نظریهای بپردازد (نظریهٔ جهانیِ گرانش) که هر سه قانونِ کپلر و قوانینِ گالیله در موردِ سقوطِ آزاد را همزمان به دست دهد. این کشف بهعلاوه توضیح میداد که چرا معقول است فکر کنیم که زمین دورِ خورشید میگردد، و ضمناً علتِ جذبِ اشیاء توسطِ زمین و علتِ گردشِ اجرام به دورِ یکدیگر را به یک علتِ واحد کاهش میداد. آیا نیوتن قانونِ جهانیِ گرانش را با نگاه به دادههایِ تجربی به دست آورد؟ آیا واقعاً خیره شدن به دادههایِ تیکو براهه یا قوانینِ کپلر ما را به قانونِ نیوتن میرساند؟ دراینصورت چرا خودِ کپلر آن را کشف نکرد؟ افسانهٔ عامیانهای که در موردِ نیوتن هست به خوبی توضیح میدهد که اینطور نیست (این که خوردنِ یک سیب به سرِ نیوتن او را به این کشف رساند). به نظر میرسد که نظریهٔ نیوتن بر دادههایِ تجربی استوار نبود، بلکه او ابتدا نظریهاش را داد و سپس به دنبالِ دادههایِ تجربی برایِ تأییدِ آن رفت.
پس نظریهٔ فرانسیس بیکن ادعا میکند که روشِ کشفِ همهٔ دانشمندان از طریقِ استقراء است، اما تاریخ این امر را تأیید نمیکند. مثالِ معروفِ دیگر در این زمینه ککولهٔ شیمیدان است. این دانشمند که فکرش مدتها مشغولِ ساختارِ ملکولیِ مادهای شیمیایی به نامِ بنزن بود، و از دادههایِ تجربی راه به جایی نمیبرد، یک روز در خواب توانست ساختارِ شیمیاییِ بنزن را کشف کند! اینشتین نظریهٔ نسبیت (هم خاص و هم عام) را نه بر اساسِ هیچ داده یا آزمایشی بلکه برایِ حلِ برخی مسایلِ صرفاً نظری که سلیقهٔ او را آزار میداد اختراع نمود. مثالهایی از این دست در تاریخ فراوان اند؛ بنابراین به نظر میرسد که باورِ نخستِ استقرا گرایی دچارِ مشکلاتِ تاریخی است.
۲- آیا استقراء روشی موجه و معقول است؟ یکی از بزرگترین فلاسفهای که نادرستیِ این باور را نشان داد و به گفتهٔ راسل تا مدتی موجبِ بیاعتبار شدنِ علم گردید دیوید هیومِ انگلیسی بود.
هیوم از فیلسوفانِ تجربهگرا و شاید مهمترینِ ایشان بود. او در کتابِ رساله در بابِ طبیعتِ بشری تجربههایِ حسیِ اولیه را نخستین منشأ هرگونه دانشی دربارهٔ جهان میداند و وجود هر دانشی که بطورِ پیشینی و خارج از تجربه در ذهن باشد را انکار میکند. او با جان لاک همعقیدهاست که ذهن در آغاز لوحِ سفیدی است. هیوم این مسئله را مفصلاً تحلیل میکند که تصورات، احساسات و باورهایِ مختلفِ انسان چگونه از حسیاتِ اولیه آغاز گشته و طیِ فرایندهایِ روانی کلیت یافته یا تعمیم مییابند. او به ویژه با تحلیلِ دو مفهومِ مهمِ علیت و استقراء تاریخِ فلسفه را تحتِ تأثیرِ خویش قرار داد.
هیوم بر این باور بود که استقراء یک فرایندِ صرفاً روانی است. نه منطقاً و نه بطورِ تجربی نمیتوان استقراء را موجه جلوه داد:
بطورِ منطقی: این که تاکنون هر روز خورشید طلوع کردهاست منطقاً هیچ ارتباطی به این امر ندارد که فردا هم طلوع کند. همانطور که یک جوجه ممکن است فکر کند که زنِ مزرعهدار هر روز به او غذا میدهد، اما بعد از چند سال یک روز زنِ مزرعهدار مثلِ هر روز سر برسد با این تفاوت که این بار سرِ جوجه را ببرد. استقراء صرفاً یک فرایندِ روانیِ ناموجهاست.
بطورِ تجربی: شاید ادعا شود که میتوان استقراء را با تجربه موجه نمود. میتوانیم بگوییم که دانشمندانِ علومِ طبیعی از استقراء استفاده نموده و مینمایند و این کار بسیار برایِ علم مفید بودهاست، پس استقراء مفید و موجهاست. اما اگر یک بارِ دیگر این استدلال را تحلیل کنیم میبینیم که دچارِ دور است زیرا در خودِ آن از استقراء استفاده شدهاست.
پس دیدیم که استقرا گرایی مشکلاتی دارد. البته واضح است که همواره میتوان برایِ پاسخ به انتقادها تلاش نمود و نمونههایِ پیشرفتهتری برایِ نظریه یافت که مشکلاتِ سابق را نداشته باشد. پس از هیوم استقرا گرایی نابود نشد، بلکه نمونههایِ پیشرفتهتری از آن (بویژه در قرنِ بیستم بتوسطِ پوزیتیویستها) پدید آمدند.
I will tell you what is not philosophy: is not philosophy to dirt the texts of the classic philosophers with fanciful interpretations of yourself , just to make a name of yourself or to build your curriculum. It is not philosophy to discuse all the eternity on subjects that have been already dilucidated well in the past. It is not philosophy to lose your time on subjects that nobody reads, cares or minds and that are of no use for Mankind.It is not philosophy to sell to the students of your classroom a lot of garbage that is of no use for nobody except for you to make a living as a teacher of philosophy. It is real philosophy the Greek philosophy and some pages of what was written after the Greek to the day. Most of neopositivism, philosophy of mind, philosophy of language, bioethics, contemporary ethics ad contemporary logics are not philosophy at all, they are somewhat that nobody knows what it is and that is a perfect loss of time to read.
فلسفه چیست؟
ببینید: در زمان های دور، به همه ی مطالعات نظری (نه عملی) فلسفه میگفتند.
نکته : کسی که با علم کار می کند نتایج اخلاقی و فرجام گرایانه نمیگیرد، یعنی داوری نمیکند که کار جهان درست است یا خراب. حال آن که یکی از وظایف سنتی فلسفه که در آن تردید نکردهاند؛ رهنمود دادن است. رهنمود در این باب که چگونه باید زیست، و این وظیفه موضوع علم نیست.
در حال خواندن تعاریف فلسفه بودم که به این تعریف از سیسِرون رسیدم:
- سیسرون: فلسفه عبارت است از: علم پیدا کردن، به شریفترین امور و توانایی استفاده از آن به هر وسیله ای که ممکن شود.
این یک تعریف خوب است. برای خودم آن را اینطور اصلاح کردم:
فلسفه یعنی : تلاش برای فهمیدن و یادگرفتن مفاهیم موجود درباره ی یک موضوع و ایجاد مفاهیم جدید و تلاش برای یافتن کاربرد این مفاهیم
برچسبها:
فلسفه
جدی شدن و حساس شدن ِکنکور به علت انحرافِ مفهوم دانشگاه هم هست.
هم کم بودن تعداد دانشگاه ها و هم علت های نادرست برای رفتن به دانشگاه (افزایش حقوق!! - ارتقا رتبه در محل کار!! - یافتن شغل راحت !! و ...!!) باعث حضور پررنگ تر کنکور شده است. هر چند عامل اول این روزها کمرنگ تر شده است ولی هنوز دانشگاه خوب و با امکانات هنوز کم است.
دانشگاه محلِ حلِ نیازهایِ جامعه است، اما دانشگاهِ قلابیِ خاورمیانه ای اسیر در هزارتو های خود، و فرو بسته و محدود و سربار جامعه است. دانشگاه درست و حسابی بر اساس درک واقعی که از جامعه دارد و با توجه به این مسئله که کدام افراد به درد کدام نیازهای جامعه می خورند به جذب دانشجو می پردازد. با این کار از کمکهای بنیادها و نهادهای اجتماعی و صنایع مربوطه هم بهرهمند میشود و این نهادها هزینههای تحصیلی دانشجو را متقبل میشوند و دانشجو هم با فراغ بال، دل به دانش اندوزی می دهد به این ترتیب دانشجو و دانشگاه رفع نیازهای اجتماعی را عهده دار می شود.
پیوند بین زندگی و دانش شرطِ قوامِ دانشگاه در معنای مدرن آن بوده است اما دانشگاه های ما حقیقتا نمی دانند دنبال چه هستند و کدام نیازهای جامعه را باید مرتفع کنند. این سردرگمی، هویتِ مستقلی برای دانشگاه باقی نمی گذارد و پای حکومت را به دانشگاه باز میکند. دانشگاهها باید گوش به فرمان باشند که چه دستوری از بالا میرسد و تعیین تکلیف کنندگان چه تکلیفی برایشان معین میکنند. کنکور در غیاب نهادِ اجتماعیِ مستقلِ دانشگاه به پدیدهی همه جا حاضر و بدل میشود.
ربط و کاربرد:
کنکور - دانشگاه
مطالب مرتبط در این وبلاگ:
برچسبها:
کنکور |
دانشگاه
یعنی جدا کردن یک یا چند نفر و تربیت کردن و توجه بسیار به آنها
کاربرد یا ربط:
کنکور
برچسبها:
کنکور |
مدرسه
گویی مدارس دولتی تاسیس شده اند تا از حکومت رفعِ تکلیف کنند برای لزومِ آموزش و پرورشِ همگانیِ رایگان که قانون، دولت را ملزم به انجام، آن کرده است.
کاربرد دارد در یا مربوط است به:
کنکور
برچسبها:
کنکور
رقابت یعنی
کار کردن و فکر کردن برای
جلو زدن از دیگری و یا
عقب نیفتادن از او. در رقابت باید مراقبِ دیگران باشیم تا از ما جلو نزنند و یا عقب نیفتیم.
کاربرد:
کنکور
برچسبها:
کنکور
برنامه ریزی یعنی متمرکز کردن ذهن رویِ کارهایی که می خاهیم در
آینده انجام بدهیم.
کاربرد ها : کنکور
نکته: دوست دارم خواهیم را به این این صورت بنویسم: خاهیم
برچسبها:
کنکور
کنکور (در ایران) نام امتحانی است که برای
مرتب کردنِ دیپلمه ها از
بهترین به ضعیف ترین از لحاظِ
مقدارِ اطلاعات،
عمقِ اطلاعات و
توانایی در حلِ مسائل و
سرعتِ حل مسئله است.
بهترین فرد رتبه یک می گیرد. سپس او می تواند هر رشته و هر دانشگاهی را که دوست دارد انتخاب کند. سپس نوبت رتبه دو میشود و همین طور الی آخر.
نکته : بر عهده ی خود فرد است که ببیند رشته ی او با توانایی ها و علاقه های او متناسب و هماهنگ هست یا نه.
در حالت عادی منظور از کنکور ، کنکور برای شروع دوره لیسانس یا همان کارشناسی است.
اگر منظور دوره ارشد باشد می گوییم: کنکورِ ارشد
کاربرد ها در :
ورود به دانشگاه - کارشناسی اشد - دکتری - کاردانی به کارشناسی -
برچسبها:
کنکور |
ارشد |
کارشناسی |
دکترا